گفت وگو با اصغر برشان، خزانه دار شورای شهر اصفهان

چکیده مصاحبه:

اصغر برشان که خزانه دار شورای شهر اصفهان است. کارشناسی طبقه بندی مشاغل مرد و بهره وری از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی (مؤسسه کار و تامین اجتماعی داره او عضو اولین دوره شورای اسلامی شهر اصفهان بوده و ارسال ۱۷۸۳ تاکنون دبیر اجرایی خانه کارگر استان اصفهان استاد. وی در سال های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۹ عضو شورای اسلامی کار شرکت ری اکریل نیز بوده است. با او در این گفت و گو از اهداف شعارها و عملکرد شورای پنجم پرسیدیم و درمانی تخصص وی در زمینه مسائل کار و کارگر برای حل مسائل موجود شهر در این زمینه جودا شده با ما در این گفت گو همراه باشند.

پیشنهاد به دیگران :

شما در قالب لیست امید با شعارهایی وارد.  شورای شهر شدید. شما چه حد خود را در محقق  ساختن و عده ها و شعارها موفق ارزیابی می کنید؟ 

همان گونه که مستحضرید اتفاق نادری در دوره پنجم شورا افتاد. شورای اول که من افتخار همکاری با آنان را داشتم مرکب از سه نفر اصول گرا و هشت نفر اصلاح طلب بودند. شورای دوم و سوم و چهارم به صورت یکپارچه با اصول گرا بودند با اصلاح طلب البته این میزان مطلق نیست و حدود یک یا دو نفر از جناح مقابل در شورا حضور داشتند. اتفاق نادر دوره ما در راستای اهداف و برنامه هایمان حرکت کردیم و پنجم این بود که کل منتخبان بر اساس اعتماد مردم امروز که نزدیک سه سال از حضور ما در شورا می گذرد در فهرست ائتلاف اصلاح طلبان بودند. معنای این شاید نتوانم بگوییم صد درصد موفق عمل کردیم. قضیه این است که مردم مسئولیت سنگینی بر عهده اما ادعا داریم که طبق شعارمان حرکت کرده ایم و ما گذاشتند. چون عملکرد این گروه می تواند ملاک عمل کل آن دیدگاه سیاسی باشد. اینکه این عملکرد قابل قبول است یا نیست و این شعارها و وعده ها محقق شده با نشده مشخص می کند که مرده می توانند بار دیگر به این جناح اعتماد کنند یا خیر ترکیب اعضای شورا صرف نظر از اصلاح طلب بودن به نظر من ترکیب جامعی بود، چون ما مجموعه ای از افراد در حوزه های حقوق شهرسازی مالی پزشکی تشکیلات کارگری انجمن فرهنگیان داشتیم و حتی وزارت کشور داشتیم و این ترکیب هم از نظر تجربه کاری و هم از نظر تخصصی تا حدودی فراگیر بود. چرا که توانمندی ها و تخصص های گوناگون می تواند در شورا کارساز باشد. به عنوان مثال در حوزه کارگری تجربه خود من در طول سال ها فعالیت در حوزه روابط کارگری و کار قطعا تاثیر گذار خواهد بود. فرض کنید سازمانهای مختلفی مثل اتوبوس رانی، سازمان خدمات موتوری و سازمان حمل و نقل پایانه ها با سازمانهای مختلف شهرداری مثل سازمان عمران شهرداری و خود شهرداری با مسائل کار و کارگری مواجه اند و قطعا حضور بنده صرف نظر از لیست امید می توانست مفید باشد. با مثلاً خانم دکتر طغیانی به عنوان استاد دانشگاه با تخصص معماری قطعا در حوزه شهری و مسائل عمرانی تأثیر گذار بود. ما سعی کردیم از این جامعیت تا حد توانمان برای تحقق شعارها استفاده کنیم، منها زمانی که ما وارد شدیم با انبوهی از بدهی هایی روبه رو شدیم که به صورت طبیعی یا غیر طبیعی از دوره های گذشته باقی مانده بود. بسیاری از آنها ضروریات سیستم است و قطعاً ما هم که شورا را تحویل دوره بعد دهیم تعهدات مالی ر هم منتقل میکنیم ولی بعضی از این ها چندان قابل قبول نبود و در نقطه آغاز کار را برای ما سخت کرد. نهایتا با شرایط آماده شود. تعمل کوتاهی داشتیم ولی بر اساس اصل و محوری که به آن معتقد بودیم گام برداشتیم، «شفافیت چیزی نیست که بتوان بیشتر بر جریان کار مصوبات و صحت کار شهرداری مثل شربت با قرص تجویز کرد و به خورد مردم داد. ثقافت یک مرو جریان است. ما سعی کردیم پایه تمام امور مصوبات و برنامه هایمان بستر سازی همین شفافیت باشد. آنچه در خصوص شهر هوشمند و شهر الکترونیک و مواردی از این دست گفته می شود. همگی باید در راستای شفاف سازی باشد. ما سعی کردیم مصوباتی که گذراندیم در دید مردم قرار بگیرد و کل برنامه های جلسات رسمی ما به صورت شفاف در سیستم ثبت و بخش شده و تا جایی که صدا و سیما با ما همکاری کرده سعی کردیم موارد را مطرح و مسیرها را مشخص کنیم.

جناح مقابل در شورا حضور داشتند. اتفاق نادر دوره ما در راستای اهداف و برنامه هایمان حرکت کردیم و پنجم این بود که کل منتخبان بر اساس اعتماد مردم امروز که نزدیک سه سال از حضور ما در شورا می گذرد در فهرست ائتلاف اصلاح طلبان بودند. معنای این شاید نتوانم بگوییم صد درصد موفق عمل کردیم. قضیه این است که مردم مسئولیت سنگینی بر عهده اما ادعا داریم که طبق شعارمان حرکت کرده ایم و نمونه های مصوبات ما و مسیری که رفته ایم این ادعا را ثابت می کنند. سعی ما بر افزایش مشارکت شهربندان بوده و به این منظور مسیرهای موجود در زمینه ارتباطات مردمی را ادامه دادیم و سعی کردیم مسیرهای جدیدی نیز ایجاد کنیم تا نهایتا به هدفمان که داشتن شهر شاد و شهربند شاد است برسیم.

ما در اسلام، ایام و لیالی غم و شادی داریم، ولی متأسفانه گاهی در این زمینه دچار افراط و تفریط شده بودیم. ما سعی کردیم در زمینه های مربوط به معاونت فرهنگی و اجتماعی و حوزه کمیسیون فرهنگی جتماعی بسترهایی را که با شئون اسلامی معابرت ندارد و شادی آفرین است بیشتر فراهم کنیم و مشارکت مردم را در آن گسترش دهیم احیای مواردی مثل جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان و برگزاری برنامه های شاد برای مردم از مصادیق مشارکت شهروندی است. در بحث شفاف سازی هم بخش جلسات علنی شورا و سعی در ارتباط حضوری متمرکز و غیر متمرکز با مردم از جمله فعالیت های صورت گرفته است. البته من به عنوان یک شهروند به این فعالیت ها نصره عالی نمی دهم. چون هم تمامی بسترها فراهم نبوده و هم کار یک کار فوری نبوده است. اما حرکت در همان مسیری بود که عنوان شد. به عنوان مثال، یکی از اهداف ما ین بود که بستر پیاده راه سازی و بستر شب زنده دار بودن شهر را آماده کنیم پیاده راه کردن چهارباغ کار بسیار سنگینی است. هر روز در نقطه ای ایراد به وجود می آید. اما هدف اصل این بود که ما پیاده راه سازی را در محور تاریخی چهارباغ عملیاتی کنیم و این کار را هم کردیم نمونه ها و مصادیق مختلفی وجود دارد که شاید نتوان گفت مستقیماً مربوط به اهداف ما بوده ولی در مسیر تحقق شعارهای ما بوده است. موضوع دیگر مربوط به کمیسیون هایی است که در بسیاری از ادوار شورا مشترک بوده است. ولی به دلیل اهمیت مسائل اجتماعی و فرهنگی و همچنین نظارت گام برداشتیم، «شفافیت چیزی نیست که بتوان بیشتر بر جریان کار مصوبات و صحت کار شهرداری علاوه بر کمیسیون های موجود ما دو کمیسیون را فعال کردیم ایکی کمیسیون مرکز پزوهش های شورا و دیگری کمیسیون پایش کمیسیون مرکز پژوهش های شورا که در صدران آقای دکتر خسروی قرار دارند. فعالیتهای متعددی در زمینه اهداف ما انجام داده است. فعالیت این کمیسیون به دلیل اهمیت جریانات زیست محیطی و مسائل اجتماعی که از معضلات شهری است و شهر اصفهان در آن ها وضعیت خوبی ندارد مهم است. شاید این مسائل مستقیما به شور ارتباطی نداشته باشد. ولی به عنوان هدف در کمیسیون اجتماعی مطرح می شود. کمیسیون پایش تیز به منظور نظارت بهتر بر مصوبات حوزه شهرداری و سازمان و…. ایجاد شد و این چیزی است که در دوران گذشته وجود نداشت.

در خصوص پاسخ گویی که از اهداف و شعارهای  شما بود توضیح دهید. 

در خصوص پاسخ گویی روشهای گذشته را پی گرفتیم. مثلاً در ارتباط با شهروندان از قدیم کمیسیون ها و کمیته های نظارتی در مراکز داشتیم و ما هم آن را در حوزه ارتباطی مان حفظ کردیم، با دوستان شورا هم سعی کردیم برنامه منظم و مشخصی برای دیدار و ملاقات مردمی داشته باشیم، همچنین سعی کردیم با تقویت کارشناسان در حوزه کاری شورا و همکاری دبیران کمیسیون ها پاسخ گو درخواست های مکتوبی باشیم که از ملاقاتهای مردمی به دست می آید. مثلاً راهای کمیسیونهای ما برنامه های مشخصی برای ملاقات با مردم تدوین کردند و کوشیدند در حوزه های ارتباطی با بدنه و پیکره شهرداری پاسخ گوی مردم باشند. مجددا تکرار می کنم شاید نمره ما به خودمان عالی نباشد ولی شهروندان به معنای عام از هر تفکر سیاسی و صنفی، نمره قابل قبول در این زمینه به شورای پنجم خواهند داد. نتایج عالی نیست، ولی معتقدم نمره قابل قبول از مردم کسب خواهیم کرد.

شورای فعلی چه وجه تمایزی نسبت به  دوره های قبل دارد؟ 

شارد بهتر باشد نگوییم وجه تمایز چون حوزه کار شورای شهر کاملاً تعریف شده است. چون هر شورای با هر اندیشه سیاسی باید در چهارچوب مشخصی حرکت کند و تفاوت اینها در کیفیت انجام کارهاست. بسیاری از مباحث ثابت است. در خصوص نظافت هر دوره ای بوده چه چپ و چه رست. خوب عمل کرده است. وقتی می گوییم اصفهان در فضای سبز با تمام محدودیت هایش زبانزد است. دیگر سلیقه مطرح نیست. آنچه ما سعی کردیم در آن مطلوب تر حرکت کنیم مبحث مسائل فرهنگی و اجتماعی است. شهر سالم، شهروند سالم شهر هو سمند. شهروند هوشمند شهر شاد شهربند شاد ….. این ها تلاش ما اهداف ما و برنامه ماست. تفاوت ما این است که در این شاخه ها منسجم تر منظور تر و برنامه ریزی شده تر حرکت کردیم. اله در همین حرکت نیز ما با برخی مواقع برخورد. می کردیم، مثلاً گاهی اوقات برگزاری یک کسرت با رعایت تمامی موارد قانونی برای ما مشکل ساز می شد. و همیشه مسیر هموار نبود. در حوزه ارتباطی سعی کردیم با مسئولین ذی ربط و غیردی ربط تعامل برقرار کنیم و با استفاده از تجربه دوره های گذشته نقایص و دوره اول شوراها که من نیز افتخار همکاری با آن را داشتم دوره خاص بود. شورای اول فقط برای ایجاد بستر بود. پیکره شهر و شهرداری و مطالبات مردم اساساً چیز دیگری بود و همین باعث شد این شورا با شورای محلی اشتباه گرفته شود. شهرداری پذیرش چیزی به نام شورا را نداشت، اما پایه گذاری های فعالیت هایی که امروز ما مدعی انجام آن هستیم در شورای اول شکل گرفت قانونمند شدن بسیاری از موارد مانند تراکم و عوارض پایه گذاری شد. برنامه های متعددی نیز در آن دوره تدوین شد که برنامه پنج ساله و برنامه ۱۴۰۰ اصفهان جزء آنها بود. کار اساسی و شاخص دوره اول پایه گذاری رینگ سوم حفاظتی شهر انجام شد. ما به کار زیربنایی معتقد بودیم و من امروز مدعی ام که اگر در دوره اول به مسائل زیست محیطی و ترافیکی شهر توجه نشده بود نتایج واقعاً نا مطلوبی به وجود می آمد. خوشبختانه دوره های بعدی هم این کار را ادامه دادند ولی پایه آزادسازی ها و بسیاری از فعالیت های مربوطه در آن دوره انجام شد. همین اتفاق در دوره پنجم هم افتاد رینگ چهارم شهر که کار بسیار سنگینی است در این دوره پایه گذاری شد. ما با باور به این ضرورت که در آینده ممکن است ترافیک و مسائل آلودگی هوا شهر را خفه کند. با همه هزینه های سنگینی که داشت و نمود چندانی هم نداشت، حلقه حفاظتی رینگ چهارم را پایه گذاری کردیم به نظر من یکی از کارهای ماندگاری که جزء افتخارات شورای پنجم خواهد بود و با هماهنگی و تعامل و همراهی شهردار منتخب شورا انجام شد. این پروژه بود. 

به بافت تاریخی و میان تهی شدن بافت مرکزی شهر بود. این علاقه شخصی من است و به همین دلیل بنده در سازمان های مربوط به آن حضور پیدا کردم و عضو کمیسیون عمران و عضو ناظر سازمان بهسازی و نوسازی هستم که عملاً کارهای مرست را انجام می دهد. بیشتر سعی کرده ام در سازمان ها و کمیته هایی حضور داشته باشم که بتوانم به این علاقه شخصی توجه کنم

ا در کنار شعارهای فهرست امید. خودتان هم  شعار با ارده شخصی داشتید که بخواهید اگر عضو  شورا شدند. به آن جامه عمل بپوشانید؟ 

عرق و علاقه من در دوره اول و پنجم به عنوان عضو شورا و در دوره های بعد به عنوان یک شهروند توجه خاص به کلان شهر اصفهان به عنوان یک شهر تاریخی و جهانی بود. چیزی که همیشه مرا رنج می داد عدم توجه به بافت تاریخی و میان تهی شدن بافت مرکزی شهر بود. این علاقه شخصی من است و به همین دلیل بنده در سازمانهای مربوط به آن حضور پیدا کردم و عضو کمیسیون عمران و عضو ناظر سازمان بهسازی و نوسازی هستم که عملاً کارهای مرمت را انجام میدهد. بیشتر سعی کرده ام در سازمانها و کمیته هایی حضور داشته باشم که بتوانم به این علاقه شخصی توجه کنم البته کار سختی است. ولی عملاً از ضرورتهای اصفهان است و همیشه با موانعی روبه رو بوده است. مثلاً خود سازمان میراث فرهنگی به نوعی میراث تبدیل شده است. شاید برخی دوستان از این جمله خوشتان نیاید ولی عملاً برای پویایی اعتبارت لازم را ندارد و از بسیاری از جهات افت کرده است. نبود بودجه ها و اعتبارات لازم باعث ضعیف شدن حوزه شهری اصفهان شده است. من مدعی نیستم ولی معتقدم انجام کارهای متفاوت در زمینه بازگشایی گلوگاه ها میتواند در احیای بافت های تاریخی با بسترسازی برای آماده سازی بافت تاریخی اثرگذار باشد. در کل قدم های مثبتی برداشته شده و در میان مصوبات ما بدنه سازی محورها برای حفظ هارمونی و زیبایی شهر و یا احیای بافت تاریخی که به صورت پروژه ای برای شهرداری درآمد. از جمله عنایات دوستان و علاقه عمومی من بوده است. قسمت بعدی علایقم مربوط به تخصص من است. شهرداری یک کارفرمای بزرگ به شمار می آید و اگر در کلان شهر اصفهان ده کارفرمای بزرگ در حوزه شهری باشند. شهرداری از همه بزرگ تر است و قطعاً با مسائل کار و کارگری خاصی مواجه است. پراکندگی های متعددی در ساختار سازمانی وجود دارد. مسائل بسیاری در زمینه حقوق و دستمزد و قراردادهای کارو کارگری وجود دارد و من مدعی بودم می توانم در این جریان کارساز باشم. بنده در سازمانهای متخصص و مشاور در این زمینه در راستای ساماندهی مسائل پرسنلی حرکت میکنم و فکر میکنم با توجه به گستردگی و محدودیتهای زیاد موجود تا حدودی موفق عمل کرده ام به عنوان مثال، در آغاز کار شورای پنجم شورای پنجم ما با تیره هایی مواجه بودیم که بی رویه وارد سیستم شهرداری شده بودند. به دو طریق میشد با اینها برخورد کرده اول اینکه در پایان قراردادشان یا به صورت مقطعی با آنان تسویه حساب کنیم و تعدیل نیرو انجام دهیم که کاملا قانونی هم بود. دوم اینکه سعی کنیم با جابه جایی و ساماندهی و برقراری سیاستهای تشویقی پرسنلی برخی داوطلبانه از سازمان جدا شوند. معضل بزرگی هم در سازمان عمران داشتیم ماهیت کاری سازمان عمران اساسا پروژه ای است؛ ولی عدد بسیار بزرگی در این سازمان بدون حساب و کتاب نیرو آورده بودند و اینها سه چهار ماه حقوق معوق داشتند. یک راه این بود که برخورد خصمانه بکنیم و بگوییم پایان قرارداد و تسویه حساب و بیمه بیکاری و….. یک راه هم که دوستان و بنده به عنوان متخصص در این زمینه بر آن اتفاق نظر داشتیم این بود که اشتغال ایجاد کنیم و بدین ترتیب نیاز به تعدیل نیرو نداشته باشیم، حل این مسئله زمان برد ولی ما الآن در وضعیتی هستیم که خوشبختانه تمام نیروهای مازاد که باید با آنها تسویه حساب میشد و به این شغل دل بسته بودند. ماندند. الآن هم سازمان عمران از سازمانهای فعال ماست و سعی کردیم حقوق های معوقه را پرداخت کنیم بی نظمی ها در پرداخت حقوق هم هرچند نمی توان گفت مطلقا حل شده و دیگر وجود ندارد.

اما فعالیت های مفیدی انجام شده است. مانند ساماندهی شرکتهای خدماتی که حقوق پایه در آن ها یکسان بود ولی در مزایا تفاوت داشت. این ها را به عنوان علاقه شخصی در جهت نظارت و پیگیری و استمر راهدافمان انجام میدهم امروز می توانم مدعی باشم با تعامل شورا و مدیریت و پیگیری های بنده، اگر امریز پرداخت تشویقی موردی را مناسبتی وجود دارد. در شهرداری و در سازمانهای وابسته تا حد امکان با هم متناسب است. بین شرکت های خدماتی نیز اختلافاتی در مزایا وجود داشت و سعی کردیم آنچه در حوزه مقدورات شهرداری است به صورت هماهنگ دنبال کنیم. مورد دیگری که با اینکه جزء اهداف من بود، ولی به دلایل متعددی در آن موفق نبودیم رسیدگی به مشکلات بازنشستگان و مستمری بگیران بود که در کلان شهر اصفهان بسیار زیاد شد. کلان شهر اصفهان بالغ بر ۱۵۰ هزار بازنشسته مستمری بگیر دارد و اگر خانواده آنها را هم دو نفره فرض کنیم جمعیتی ۳۰۰ هزار نفری را شکل می دهد. یعنی چیزی حدود یک ششم جمعیت شهر یکی از اهداف من این بود که در حوزه شهری برای بازنشستگان و مستمری بگیران به معنای عام و بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی به معنای خاص که من در حوزه کارگری افتخار خدمت به ایشان را دارم، قدم هایی را برداریم. البته قدم هایی برداشته شده ولی کافی نبوده و نیست. از جمله اقدامات انجام شده برای این گروه این است که کانون بازنشستگان کشوری در کنار باغ غدیر مکانی را برای فعالیت های مرتبط در نظر گرفتند. کارهای پراکنده ای هم انجام شده ولی کار بنیادی صورت نگرفته است. مثلاً در اماکن مختلف شهری فضاهای خاصی را به بازنشستگان اختصاص دهیم تا با توجه به نوع نیازهای دوران سالمندی از آن استفاده کنند. در دوران قبلی «کارت منزلت به بازنشستگان داده شده بود، ولی مشکلات فراوان و محدودیت زیادی داشت، مثلاً امکان استفاده از اتوبوس با امکانات شهری با بازدید از اماکن تاریخی با این کارت فراهم شده بود. ولی در مقطعی قطع شد و عیب هایی داشت که ما خواستیم آن را ساماندهی کنیم ولی موانعی سر راه بود. در حوزه اتوبوس رانی و متر اقداماتی انجام دادیم که همین روزها به اطلاع خواهد رسید. هدف ما ارائه تسهیلات به بازنشستگان و سالمندان به عنوان یک شهروند است تا به صورت نرم افزاری و راحت قابل اجرا باشد و کارت منزلت افراد قابل استفاده باشد.

در صحبت هایتان اشاره کردید که شورایی  که تحویل گرفتید بدهی های زیادی داشت که  قسمتی از آن منطقی و قسمتی غیر منطقی بود.  شورایی که شما تحویل گرفتید چطور شورایی بود  و شورایی که الآن در آن هستید چگونه شورایی  است؟ 

خیلی از این بدهی ها ناشی از تسهیلات بوده است. شرایط به گونه ای است که ایجاب می کند هر تسهیلات دولتی را با هر نرخ بهره بگیریم، چون ارزش پول به شدت افت میکند. اگر ما برنامه مدونی داشته باشیم و کارهای عمرانی شهر را پیش ببریم. در این بدهی طبیعی است. دیگران برای ما گذاشته اند و ما برای دیگران خواهیم گذاشت، مثلا متر، اتوبوس این ها جریان سرمایه ای است و نیاز شهر است. مثلاً اگر فلان اتوبوس را شش ماه پیش خریداری کرده بودیم با وام ۱۸ درصد به مبلغ ۸۰۰ میلیون تومان الآن همان اتوبوس ارزش ۳ میلیاردی داشت. همین مسئله به دنبال خود مسائل دیگری نیز می آورد. مثلا و امی برای خرید اتوبوس گرفتیم و چون در تجریم بودیم و اتوبوس نبود ارزش پولمان افت کرد. بسیاری از این بدهی ها ناشی از این تسهیلات بوده، ولی برخی هم در موقعیت های جاری مصرف شده بود. البته ما هم ممکن است این مسئله را تا حدودی داشته. باشیم ولی تلاش ما این است که آن را به نحوی ساماندهی کنیم که اگروامی می ماند و تسهیلاتش را استفاده میکنیم در راستای کارهای اساسی و بنیادی باشد تا هزینه های جاری مثلا وامی گرفته میشود برای حقوق عقب مانده کارکنان سازمان عمران که کار هم برایشان نداشته ایم تا رضایت آنها جلب شود. این کار درست نیست کار درست. آن است که تسهیلات بگیریم و برایشان شغل ایجاد کنیم تا بچه های سازمان عمران هم در مسیر ارتقای جریانات شهری کار بکنند تا بدین ترتیب هم نیاز به تعدیل آنها نباشد و هم تسهیلات از بین نرود. زیر سوال بردن راحت است. اما عامل به ما می گوید. بیخود و بی جهت گذشتگان را محکوم نکنیم، چون قصد دیگران هم خدمت و ارتقای کار بوده و اگر در برخی موارد هم افراط و تفریط وجود داشته ان شاء الله در راستای اهداف متعالی بوده است. به هر جهت ما با انبوهی از بدهی ها و پروژه های نیمه تمام روبه رو بودیم، ابرپروزهایی که می توانست بهتر و فعال تر از این باشد. مثلاً پروژه امام علی را یک پروژه ملی را در نظر بگیرند. احیای میدان عتیق و میدان قدیم از ضرورت های شهری بود که برای آیندگان باقی بماند. تا مثلاً وقتی گفته می شود صفویان فلان کردند. بگوییم جمهوری اسلامی هم فلان کار را کرد. پایه کار خوب بود. اما خوب حرکت نشد. امروز میدان امام علی نیمه مرده و نیمه فعال است. اما می توانست همانند میدان نقش جهان زنده و پویا باشد. با بروزه اجلاس را در نظر بگیرید. کلان شهر اصفهان به عنوان یک شهر تاریخی و معروف در جهان واقعاً به جایی مانند ساس اجلاس نیاز داشت، اما سالن اجلاس قرار نبود از پول مردم شهر ساخته شود. متاسفانه در زمان آقای احمدی نژاد تعهداتی کردند و بر اساس آن شورای وقت سالن اجلاس را علم کرد، اما پروژه بدون بودجه ماند و هزاران میلیارد هزینه شد و حالا هم این قدر زمان برده که فرسایشی شده است. اهداف ما این بود که آن دسته از پروژه های ملی که به هر دلیلی رها شده دنبال شود. در مورد پروژه میدان امام علی هم با بهره گیری از تجارب گذشته به نحوی عمل کنیم که مشکلات حل شود و تکرار هم نشود. برای زنده کردن میدان امام علی قدم های متعددی هم برداشته شد و امیدواریم مفید باشد. به پروژه سالن اجلاس سرعت بخشیدیم و خوشبختانه در حال طی کردن مراحل نهایی هستیم الان بزرگ ترین معضل ما بخش سالن اجلاس غیر از ساخت و آماده سازی این است که چه کسی و چگونه از آن بهره برداری کند. این مورد را با جدیت بررسی و مطالعه می کنیم. چون شهرداری بهره برداری خوبی نیست، قطعاً ما باید کارهای نهایی را بر اساس نوع کاربری و با نظر بهره بردار انجام دهیم. 

اصغر برشان

زیر سوال بردن راحت است. اما عقل به ما می گوید بیخود و بی جهت گذشتگان را محکوم نکنیم، چون قصد دیگران هم خدمت و ارتقای کار بوده و اگر در برخی موارد هم افراط و تفریط وجود داشته ان شاء الله در راستای اهداف متعالی بوده است. به هر جهت ما با انبوهی از بدهی ها و پروژه های نیمه تمام روبه رو بودیم، ابر پروژه هایی که می توانست بهتر و فعال تر از این باشد.

یکی دیگر از موارد نمایشگاه بین المللی بود که زودتر  از اینها باید به آن فکر می شد. چون نمایشگاه  فعلی برای شهر صنعتی تاریخی اصفهان قابل قبول  نبود. نمایشگاه بین المللی جدید نیز به عنوان پروزه  نیمه تمام در حال پیگیری است. البته موضوع  نمایشگاه با میدان امام علی و سالن اجلاسی فرق  می کنند. درست است که این پروژه ملی است ولی  جریان شهری را هم شامل می شود. در حقیقت این  پروزه در اختیار خود شرکت نمایشگاه بین المللی  است که بیشتر سهامش متعلق به شهرداری است.  سهام دار دیگر آن هم اتاق بازرگانی است. در این  خصوص اگر به موانع تحریم برنمی خوردیم، زودتر  فعال میشد. تلاش ما این بوده است که پروژه های  بنیادی مثل رینگ چهارم با پروژه هایی که کار  مطالعاتی و طرح و برنامه اش صورت گرفته انجام  شود. امروز مدعی ام که بسیاری از پروژه هایی که  شروع کردیم بر اساس برنامه تنظیم شده پیش رفته  و با وجود تمام موانع کار را ادامه داده ایم. 

در ابتدای حضور ما در شورا اعلام کردیم که تمام پروژه ها فعلاً تعطیل باشد. همین را در بوق و کرنا کردند. در صورتی که در آن مقطع لازم بود که ما ببینیم کجاییم و باید چگونه حرکت کنیم مورد دیگر که ما باید به عنوان یک کاربنیادی آن را دنبال می کردیم متر بود. اگر مطالعه می کردیم، شاید به این نتیجه می رسیدیم که اصلاً متره از اصل اشتباه بوده و باید به صورت تراموا و روی زمین کار می کردیم با این حال خط شمال به جنوب راه افتاد، اما متأسفانه هنوز بسیاری از ایستگاه های ما به مسائل و مشکلات فنی دچار است که باید مرتفع گردد. خط ۱ اگر رها شود. یعنی اگر قرار خط ۲ و ۳ اجرا نشود، میلیاردها هزینه ای که از پول مردم و اعتبارات شهر انجام شده عقیم می ماند. اگر خط ارتباطی با شهرهای همجوار مثل شاهین شهر و فولاد شهر و بهارستان و مبارکه قطع شود. باز هم این خط عقیم می ماند. پس ما باید بر خلاف میلمان و با تمام محدودیت های موجود خط ۲ را عملیاتی می کردیم. این خط هم زمان بر است و زید یازده هم نیست. ما باید به روشی عمل می کردیم که خط ۲ به رویه فرسایشی خط ۱ که حدود ۲۰ سال طول کشید دچار نشود و برای این کار از تجربه های خطا و تجربه های دیگر کلان شهرها استفاده کردیم. امیدواریم این خط در یک برنامه چهار یا پنج ساله به بهر مبرداری برسد. خط ۲ بدون تردید با ارائه خدمات و سرویس بیشتر ظرفیت حمل و نقل شهری را افزایش میدهد. ولی اگر خطایی رخ دهد. در ترافیک شهری اثرگذار خواهد بود و ممکن است. موجب تشدید وضعیت ترافیک و آلودگی شهری شود.

سه مورد از شاخص ترین مصوباتی را که در  این شورا به آن افتخار میکنید ذکر کنید. 

یک مورد که پیش از آن به آن اشاره کردم کار سیادی برای رینگ چهارم حلقه ترافیک شهر است. رینگ سوم هم در دوره اول پایه ریزی شد و دیگران مجبور به ادامه آن بودند. این پروژه را هم دیگران مجبورند ادامه دهند و ضرورت شهر هم هست مورد شاخص دیگر که دوره بعدی هر چه با هر تفکری بایدان را ادامه دهد شفاف سازی است و ما مدعی هستیم آن را پایه گذاری کردیم. مورد سوم و پروژه هایی بوده که تمامی مطالعات آن انجام شده باشد و دیر بازده نباشد پروژه ای باشد. یعنی اگر هم بخشی از آن برای دوره بعدی بماند، دست کم بخش عمده از انجام شده باشد. مثلا اگر پروژه سه سال زمان بخواهد باید دو سال از آن انجام شود و یک سال برای دوره بعدی نماند.

 

گفتنی است که جریانات سیاسی اصلاح طلب و اصول گرا در کار شورای شهر و شهرداری چندان حاکمیت ندارد. چون کار شورای شهر و شهرداری مسائل شهری ترافیکی زیست محیطی فرهنگی و اجتماعی است. ما میگوییم جریان سیاسی باید کمی مسئولیت پذیر باشد. وقتی یک گریه اصول گرا با اصلاح طلب مسئولیت چیزی را به عهده می گیرد قطعا باید نسبت به افراد مستقل بهتر عمل کند، چون این یک گروه با یک تفکر بوده و عملکرد آنان در معرض قضاوت مردم و شهروندان قرار می گیرد. بنابراین در پاسخ به این سوال که می گویند چرا شورای شهر سیاسی شده باید گفت شورای شهر اصلاً سیاسی نیست، اما افراد سیاسی با پذیرش مسئولیت و شناسایی نیازهای آن شهر و مختصاتش ترتیبات مورد نظر خود را اعمال می کنند. و مسئولیت پذیری هم دارند. ما امیدواریم مردم واقعاً بر اساس عملکرد صرف نظر از اینکه کسی اصلاح طلب است با اصول گرا ببینند کدام ترکیب در عمل با اهداف و شعارهایش به صورت نسبی به موفقیت رسیده و آیا این اهداف در راستای بهتر کردن مسائل شهری بوده. است یا خیر، شاید بپرسید ترکیب شورای اول ۸ به ۳ بود و چرا در شورای بعد این اتفاق نیفتاد، می توان به عوامل متعددی اشاره کرد. مهم ترینش این است. که ما فکر میکردیم مردم کار ما را لحظه به لحظه رصد می کنند. اما این طور نبود. مثلا رینگ سوم را که یک کار اساسی بود مردم نمی بینند، اما اگر یک پل یا خط کشی را مردم می بینند. متاسفانه این عیب در شورای پنجم هم وجود دارد و باید آن را رفع کنیم ما باید کارهای صورت گرفته را از طریق رسانه های ملی و ابزارهای اطلاع رسانی به اطلاع مردم برسانیم، نه صرفا به این دلیل که بعدا دوباره مردم به من نوعی بالیست ما رای دهند. بلکه به این دلیل که مردم اگر مطلع باشد، احتمالاً مسئولیت پذیری سیاسی و نگاه عملکردی خواهند داشت و گروه را صرف نظر از اینکه اصلاح طلب با اصول گرا بودن قضاوت خواهند کرد. ما وظیفه داریم کار خوب انجام دهیم و آن را خوب برای مردم تبیین کنیم. مجموعه اصلاح طلبان هم وظیفه دارد ما را رصد کند و ضعف و قوت ما را گوشرد کند.

اگر امروز روز آخر شورای پنجم و روز آخر کار شما در شورا باشد شما چه حسرتی خواهید داشت؟

این حسرت بر می گردد به شرایط اقتصادی جامعه منابع درآمدی اعتبارات دولتی و مانند اینها حسرتی که برای ما باقی خواهد ماند این است که ما همیشه با ترین ها برخورد کرده ایم. به عنوان مثال در دوره هشت ساله آقای احمدی نژاد، درست است که تحریم ها وجود داشت. ولی هر بشکه نفت ۱۲۰ دلار فروش می رفت پول فراوانی وجود داشت. ولی خوب از آن بهره برداری نشد. در دوره پنجم بسترهای تعامل پس از برجام در حال فراهم شدن بود. مواقع کم کم مرتفع میشد. پایه گذاری چند مورد از طرح های ما بر مبنای همین تعامل بود. در بحث گردشگری اشتغال کار آفرینی، شفاف سازی، شادایی شهری و …. سرمایه کارما توسعه گردشگری بود اما ناگهان تمامی همه چیز به هم ریخت برجام پاره شد. و تحریم ها روی تحریم انباشته شد. متأسفانه ما هم در بسیاری زمینه ها خوب عمل نکردیم می توانستیم برخی حرکت ها را نکنیم تا وضعیت بدتر شود، اما متاسفانه خواسته یا ناخواسته، عمد با غیر عمد. بر اساس سیاست هایمان به این امر دامن زدیم حسرت ما این است که این تنگناها مانع رسیدن ما به اهدافمان شد. اگر جریان برجام ادامه داشت ما به گردشگری می رسیدیم. می توانستیم به عنوان شوری پنجم شهر رونق اقتصادی را با توسعه گردشگری به شهر بازگردانیم از تسهیلات بین المللی در قالب تعامل استفاده کنیم و گام های بزرگی را برداریم.

البته در مقاطعی مازاد هم مسائل دوچندان شد. نمی خواهم بگویم چرا جریان به وجود آمد. چه کسی مسبت بود یا چه کسی کوتاهی کرد، ولی در جریان آبان حوزه شهری بالغ بر ۳۰۰ میلیارد زبان دید این رقم قطعاً رقم کلانی است و می شد با آن می شد کارهای بسیاری انجام داد. حسرت دیگر ما این است که کاش در جریان تحریم ها وضعیت نسبی باثباتی داشتیم. مثلا می توانستیم بگوییم ما این پروژه را با دلار ۱۴ تومان شروع کرده ایم و مطمئنیم که ۶ ماه آینده اتفاق جدیدی نمی افتد. بودجه امسال بیشتر شده اما کار بودجه سال قبل را هم نمی کنند. بعد از آن هم بحران کرونا پیش آمد و همه چیز دست به دست هم داد و حتی کارهای عمومی را هم مختل کرد. اگر قرار باشد کسی قضاوت کنند باید با وجود همه این تنگناها قضاوت کند. من به عنوان یک خادم واقعا این حسرت را دارم که با اینکه من در شاخه کارگری رونق گردشگری و توسعه صنایع دستی و امثال این ها دستی برانش داشتم و می توانستم تأثیرگذار باشم، اما همه این ها عظیم شد و نتوانستیم با این تنگناها ادامه دهیم ان شاء الله در دوره بعد این موارد رفع شود و این به غیر از تراکم فروشی آیا شورای شهر محل حسرت ها به نقطه قوت تبدیل گردد. 

نكته قابل ذکر این است که ما سعی کردیم تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم مثلاً بحران کرونا باعث شد روند آینده را تسریع کنیم، مثل غیر حضوری کردن بسیاری از امور که در حل معضلات ترافیک و آلودگی مؤثر است. در راستای هوشمندسازی شهر هم کارهایی انجام شد. به عنوان مثال آرای من به عنوان فعال عرضه کارگری این بود که بازنشستگان عزیز حقوق خود را با برخورداری از شان و کرامت دریافت کنند. حقوق این ها از بانک رفاه که شعبات محدودی داشت پرداخت می شد و آنان از صبح برای دریافت حقوق صف می کشیدند. ما در قدم اول شعبات بانک رفاه را زیاد کردیم. در قدم بعد کار را پستی کردیم تا بازنشستگان در خانه حقوقشان را دریافت کنند ولی این ها مثل مسکن بود. نهایتا تهدیدی پدید آمد به نام حذف پول و استفاده از کارت بانکی اما این تهدید به فرصت تبدیل شد و الآن هر بازنشسته ای با یک کارت ساده در جیب میتواند حقوق خود را دریافت کند. البته چون تعداد زیادی از بازنشستگان ما بی سواد بودند. پذیرش این کارت ها برایشان سخت بود، ولی این تهدید فرصتی ایجاد کرد که شان آنان حفظ شود. در گرونا هم فرصتی به وجود آمد که امکان ارائه خدمات مناسب تر به مردم و در عین حال کاهش ترافیک شهر فراهم شود. مثلا برای اخذ پروانه ساختمان با سیستمی شدن و حذف مراجعه حضوری بسیاری از امور مرتبط را می توان انجام داد. مواردی مثل استعلام ملک مکان ملک ارتفاع و تراکم و…. در سیستم قابل مشاهده است، بنابراین بدون نیاز به مراجعه به شهرداری بسیاری از اطلاعات را می توان بارک ها از دست ندهد تلاش کرده اند. نرم افزاری به دست آورد.

گفته میشود که شهرداری و شورای شهر برای  درآمدزایی به شهر فروشی روی آورده اند. شورای  جدید در این زمینه چه اقداماتی انجام داده  است؟ 

این حرف واقعا جالب است. می گویند شهر باید اتوبوسرانی داشته باشد و نرخ اتوبوس هم متناسب با درآمد افراد ضعیف باشد. ما برای حل این مشکل باید اتوبوس ۲ میلیاردی بخریم و بلیتی را که ۳ با ۲ هزار تومان تمام می شود. ۱۲۰۰ تومان بفروشیم از طرفی حل موضوعات ترافیک به آزادسازی و محورسازی نیاز دارد و هزینه بردار است. وقتی صحبت از تراکم فروشی می شود می گوییم کاری نکنید که مجبور شویم. برای اداره شهر به فروختن ارتفاع و تراکم روی بیاوریم و برخلاف موازین شهری حرکت کنیم. این امر مستلزم اعتبارات ملی و دولتی است. اما اسم عام اینها تراکم فروشی نیست، اگر فردی در محدوده طرح جامع و طرح تفصیلی ساختمان پنج طبقه با شش طبقه می دهند منافعی دارد و باید هزینه هایش را پرداخت کند. طبقات این ساختمان به خدمات خیابان و تأسیسات نیاز دارد پس باید هزینه اش را در این مرحله پرداخت کند.

به غیر از تراکم فروشی آیا شورای شهر محل دیگری برای درآمدهای پایدار شهری دارد؟

ما در حال حاضر موضوع مشارکت را فعال کرده ایم. در بحث کوچک سازی و واگذاری خدمات که مشارکت ها را سبک کنیم و خدمات را بگیریم. یک مثال ساده ما هزینه کرده ایم، به قول شما تراکم فروخته ایم تا سالن اجلاس را راه بیندازیم. فردا که اسن سالن راه اندازی شود، توقع دارند تعظیم کنیم و بگوییم بفرمایید اجلاس برگزار کنید، برای شهر توجیه دارد که در اتوبوس رانی هزینه کند. ولی برای اداره اجلاس توجیهی وجود ندارد. در این خصوص مرکز پژوهشهای ما به سمت درآمدهای تابت حرکت کرده است. برخی از سازمان های ما میتوانند در سرمایه گذاری مشارکت کنند. مثلاً سازمان بهسازی و نوسازی که فعلا فقط وظیفه احیای بافتهای تاریخی را دارد. اساس نامه اش به گونه ای است که بر خلاف شهرداری می تواند. خودش چیزهایی بخود تبیین و تجمیع و آماده سازی کنند و پروانه بگیرد و بفروشند. این دیگر شهر فروشی نیست درآمد پایدار است. نامش هم دیگر تراکم فروشی و شهر فروشی نیست. البته همان تراکم فروشی هم تا جایی که طرح تفضیلی اجازه دهد حق است و هر فرد باید وقتی از مواهب این شهر استفاده میکند بهایش را هم بپردازد تا بتوان با اتوبوس و متروی ارزان به مردم خدمات داد حق شهروند است که شهری آراسته و زیبا داشته باشد. من به عنوان شهروند اصفهان و یک خادم در دوره اول و دوره پنجم شورا، شاهد بودم که همه در تمام دوره ها برای اینکه این شهر پرندش را در آراستگی نظافت دفع زباله و توسعه مراجعه به شهرداری بسیاری از اطلاعات را می توان بارک ها از دست ندهد تلاش کرده اند.

اصفهان یک شهر سرمایه گریز است. در  این زمینه شورای شهر اقدامی کرده است؟ 

من منکر سرمایه گریزی نمی شوم ولی اول باید.  ببینیم برای حال و آینده چه می خواهیم به  نظر من اصفهان اشباع شده است و برای بیشتر  از دو میلیون نفر جمعیت کشش ندارد. در حق  اصفهان ظلم شده است. در حوزه آب زاینده رود.  در زمینه صنایع و … سرمایه گریزی به معنای  عام اجتناب ناپذیر است. چون ما دیگر ظرفیتی  برای اضافه کردن نداریم اما برای فراهم کردن  تسهیلات در جاهایی که ظرفیت دارد هنوز  جای کار زیادی وجود دارد. به زعم من ما باید  سرمایه گریز باشیم و در ازای آن سرمایه ای را که نیاز شهری است و منجر به افزایش کیفیت و ارتقای کسب و کار می شود تزریق کنیم؛ مثلاً می توانیم حوزه صنایع دستی را بدون هیچ آلایندگی احیا کنیم تا اگر فردا توریسم رونق گرفت بتواند منبع باشد. جذب سرمایه باید. در صنایع نرم افزاری به معنای عام باشد. در بحث گردشگری هم ما باید تسهیلات فراهم کنیم. مثلاً در هتل سازی تسهیلات می دهیم و برای پروانه هم هزینه ای نمی گیریم، در این زمینه از سرمایه گذار استقبال می کنیم. برخی سرمایه گذاران بر اساس منافع شخصی شان قضاوت می کنند. مثلاً می گویند شما عوارض زیاد می گیرید و مثلاً فلان شهر کمتر می گیرد. شاید هم درست بگوید. اما مختصات کلان شهر اصفهان با شهرستان مبارکه با نجف آباد فرق می کنند؛ پس نرخ ها هم متفاوت است. در مجموع ما در برخی عرصه ها مجبوریم سرمایه گریز باشیم و بسیاری از جاها باید فرش قرمز برای سرمایه گذار پهن کنیم. در کلام هر سرمایه گذاری که در شهر سرمایه گذاری کند یک ارزش برای شهر محسوب می شود. چون وقتی سرمایه به ساختمان با سوله با ماشین آلات تبدیل شد دیگر نمی تواند آنها را با خودش از این شهر ببرد و این ارزشمند است و ما باید آن را ارج بنهیم، اما مجبوریم سرمایه گریز باشیم. چون اشباع شده ایم.

در این شورا فکری برای حوزه صنایع دستی شده است؟

ما متاسفانه به مشکلات زیادی برخوردیم برای بسیاری از کارگاه های صنایع دستی که بنا بود احیا کنیم تا موجب جذب سرمایه باشد قدم هایی برداشتیم، منتها با چاه خشک مواجه شدیم و چندان در این زمینه موفقیت به دست نیاوردیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خواندنی ها:

مطالب تکمیلی بیشتر در:

آپارات

fardayeshargh

آپارات

fardayeshargh

پرطرفدارترین کتاب ها